در یاد نلسون ماندلا

آزادی و آزادگی یک شعار نیست.یک جریان است. یک برنامه است. کسانی که این برنامه را در زندگی خود توانسته اند اجرا کنند ،به درازای زمان نام و رسم آزادگی و مردانگیشان زنده مانده است. نه شمشیر هندی توانسته است مرعوبشان کند ونه تطمیع کوته اندیشان کج فکر .. آزاداندیشان هویت و شخصیت خود و سایر همسانان خود را فراتر از مسائل زمینی و زیر زمینی و دون شأن آدمیان می دانند. به انسانیت انسان و به تغییرپذیری آنها یقین دارند. به خود اجازه نمی دهند که نان به نرخ روز و آب به نرخ زور(ستم پیشگی) بخورند. قربان خدایم بروم که در طول زمان چه انسان های بزرگواری را به دنیا معرفی می کند تا به ما آموزش دهد که ما نیز این چنین باشیم.

21 اصل رعایت فرهنگ اختلاف و ارزیابی خود در این باره

ردیف

عنوان

هرگز

به ندرت

معمولا

تقریبا همیشه

همیشه

1

با دانش خود بر کسی برتری جوئی نمی کنم.

 

 

 

 

 

2

در صورت ارتکاب بدی،عذرخواهی می کنم.

 

 

 

 

 

3

بیش از نیاز شنونده،صدایم را بالا نمی برم.

 

 

 

 

 

4

در اثنای صحبت کردن،خندان،گشاده رو،شاد و آرام هستم.

 

 

 

 

 

5

اگر در اثنای صحبت دچار انفعال شوم،دست از صحبت می کشم.

 

 

 

 

 

6

در سخن گفتن برای خود چارچوب هایی دارم و طی آنها خود را بازنگری می کنم.

 

 

 

 

 

7

بر خودم تسلط دارم و می دانم که چه زمانی سخن بگویم و چه زمانی سکوت کنم.

 

 

 

 

 

8

در اثنای سخن گفتن از تجلیل طرف مقابل غفلت نمی کنم.

 

 

 

 

 

9

گفتارم را بخشی از کردارم می دانم که در برابر آن بازخواست خواهم شد؛پس جز در امور سودمند سخن نمی گویم.

 

 

 

 

 

10

می کوشم گفت و گویم با دیگری به خاطر خدا و اظهار حق باشد.پس سعی می کنم نیت درست را مد نظر قرار دهم.

 

 

 

 

 

11

معتقدم که نظرم درست است و احتمال خطا دارد و نظر طرف مقابلم خطاست اما احتمال صحت هم دارد.

 

 

 

 

 

12

می کوشم به جای غلبه و پیروزی،دل ها را به دست آورم.

 

 

 

 

 

13

می کوشم مانند نیک سخن گفتن،نیک شنیدن را نیز رعایت کنم.

 

 

 

 

 

14

اگر در سخنان متکلم مطلبی بود که نیاز به بازنگری و اصلاح و استفسار داشت،آن ها را یادداشت می کنم و از گسستن رشته ی افکارش خودداری می کنم.

 

 

 

 

 

15

از این که به تدریج کنترل خود را از دست داده یا بی طرفی علمی را رعایت نکنم،خود را بر حذر می دارم.

 

 

 

 

 

16

اگر طرف مقابل با نظر من و آن چه از نگاه خود درست می دانم،مخالفت ورزید،خشمگین نمی شوم.

 

 

 

 

 

17

می کوشم بدی را به نیکی جواب دهم.

 

 

 

 

 

18

سعی می کنم نسبت به اشخاص و گروه ها تعصب نداشته باشم.

 

 

 

 

 

19

با سلامتی دل و درون و دید باز،انتقاد را می پذیرم.

 

 

 

 

 

20

مخالف خود را در گفت و گو همسان با خود می دانم و نباید دیدگاهش به طور کامل رد شود یا در مخالفت با او تعصب نشان داد.

 

 

 

 

 

21

هر گاه درباره ی چیزی از من پرسیده شود که پاسخش را ندانم،از گفتن "نمی دانم" شرم نمی کنم.

 

 

 

 

 

چه قدر به فرهنگ اختلاف و آداب اختلاف پایبندیم؟

منبع: کتاب شناخت اسلام( تألیف جمال اسماعیلی و جمعی از مؤلفان)

 

هرگز: (0)     به ندرت: (1)      معمولا: (2)   تقریبا همیشه: (3)  همیشه: (4)   بالاترین امتیاز: (64)

 

پس از احتساب نمرات ،اگر مجموع آن ها کمتر از 48 نمره باشد،بیانگر ضعف در رعایت فرهنگ و آداب اختلاف بوده و دلیلی بر وجود خلل و ضعفی در ایمان می باشد. پس لازم است برای درمان این ضعف از خداوند یاری بطلبیم و آن را تلافی نمائیم؛و اگر دانستیم که نمرات کسب شده رضایت بخش است،خدا را سپاس گوییم و از او بخواهیم که آن را قبول کند و بر این کار مداومت داشته باشیم و همیشه استقامت و استمرار بر مسیر را از خداوند درخواست نمائیم.

آن گاه که ...

آن گاه که ...

آن گاه که غرور کسی را له می کنی

آن گاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی

آن گاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی

آن گاه که بنده ای را نادیده می انگاری

آن گاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی

آن گاه که خدا را می بینی و بنده ی خدا را نادیده می گیری

می خواهم بدانم

دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی

تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟

                                                 " سهراب سپهری"

 

آنچه در مصر می گذرد

آنچه در مصر می گذرد..

 

آن چه که این روزها در کشور مصر می گذرد یقینا آن چیزی نیست که در بسیاری از نقاط جهان بگذرد. چرا که اگر پس از بررسی های لازم بخواهیم نتیجه گیری ای بکنیم، نهایتا به دو گروه می رسیم که در مقابل هم قرار گرفته اند. گروه بزرگی که متشکل از زن و مرد و کودک و نوجوان است و خواهان گرفتن حق مسلم خود(حق آزادی و آزادگی و رأی) است و در مقابل گروه اندکی که البته حامیان خارجی ای هم دارد و با زور اسلحه و تانک مدعی حکومت داری بر مردمی است که آنان را نمی پذیرند،راه و رسم حکومت داریشان و مردم داریشان را نمی پسندند زیرا تجربه حکومت داریشان را مردم سال های سال به چشم سر دیده اند و می دانند که اینان مرد حکومت داری نیستند.آنها اگر چنین می بودند،بی گناهان را قتل عام نمی کردند و افراد بی گناه را به زندان ها نمی انداختند. اما مردم خود راهشان را با یاری خداوند یافته اند چرا که در میان آنان مخلصینی فعالیت شبانه روزی داشته اند که از وضع موجود رنج ها برده اند،خون دل ها خورده اند،جان داده اند اما کسی را نفروخته اند.ثابت کرده اند که دوستدار مردمند.از همان آغاز کارشان هم در حرف و هم در عمل این گونه بوده اند.آنان راهنمای خوبی داشته اند. خدا و رسول و پیشینیان صالح... بسیار لذت بخش است وقتی که می بینید تظاهرات چند صدهزار نفری مردمان را که با وجودیکه در محاصره اند و همه چیزشان در خطر است،بسیار آرام و آرام بخش است.در همان جا به یاد و مناجات با خدایشان می پردازند.دعاهای آن چنان زیبایی می کنند که اشک از چشمان جهانیان سرازیر می کنند. بعضی وقتها فکر می کردم که مگر در دنیای کنونی هم چنین مردمان زیادی وجود دارند که آرمانشان خدا و رسول باشد، نه قبیله و طایفه و پست و مقام و نام و نان؟! چنین مردمانی در تظاهرات مسالمت آمیزشان اعلام می کنند که ما می خواهیم به جهانیان درس دموکراسی و عدالت خواهی بدهیم و آنان می بایست از ما یاد بگیرند. همان کشورهایی که دم از دموکراسی و آزادی خواهی و عدالت می زنند، خود حامیان ظالمینی هستند که دموکراسی خواهان را سرکوب می کنند. تحمل این قضیه خیلی برایشان سخت است که مسلمانانی روی کار بیایند که دموکراسی را بهتر از تعریفی که در سطور کرده اند در عمل به اجراء بگذارند.به مخالفینشان درس وفاداری و دوستی بدهند. اما برخی مخالفین که انگار دشمن قسم خورده ی اسلام و مسلمین هستند ترجیح می دهند رضایت اربابان خارجیشان را دوستی با مردم. برای آنان فرق نمی کند که در مقابلشان مردم قرار گرفته اند یا سنگ. آنان غافل از این قضیه عظیم قرآنی هستند که هر کس شخص مؤمنی را متعمدانه بکشد مثل این است که همه ی افراد جامعه را به قتل رسانده است و جزای چنین قاتلی بدون شک جهنم است. از ایزد منان می خواهیم که ملت های ستمدیده و رنج کشیده را از شر ظالمین نجات دهد و آئین اسلام را در همه جا پیروز و پابرجا قرار دهد. و البته به این امر کاملا اعتقاد داریم و قلبا و لسانا هم می گوئیم که آینده از آن اسلام است. "فأماالزبد فیذهب جفاء و أما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض"

بررسي ساده دو مفهوم

ريا و سمعه

آن چه از ريا براي ما آشكار است همان نشان دادن وجهه ي نيك از خود نه با صداقت و خلوص نيت بلكه به عنوان ابزاري براي نيل به به يك مقام يا محبوبيت يا شهرت يا به اصطلاح امروزي نام و نان است. بعضي مواقع به محض اين كه اين هدف محقق شد شخص به دنبال مسائل ديگري مي رود تا هدف خود را در جاهاي بيشتري دنبال كند. از اين نمونه آدم ها شايد در زندگيتان مشاهده كرده ايد اما از يك نكته نبايد غافل شد و آن اين است كه نبايد بر اساس ظن خود خداي نكرده به كسي چه در ذهن خود و چه در دنياي ديگران تهمت رياكاري و خودنمايي بزنيم. ان بعض الظن اثم -- بلكه اين مورد را بايد براي ارزيابي خودمان بكار بريم كه تا چه حد واقعا خودمون هستيم.

  اما سمعه

اين كه كاري را انجام دهيم كه بعدا تعريف آن كار خوب را از زبان ديگران در وصف خودمان به انتظار بنشينيم. ريشه اين كلمه همان سمع يا گوش كردن است. به اصطلاح ساده يعني اين كه آن كار خوب را خودمون بشنويم كه شخص من كاري نيك انجام داده ام.

 اما سخن آخر

غلام همت آنم كه زير اين چرخ كبود                            ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است

کار نیک

با سلام

چه زیباست بر سر خوان کرم کریم کارساز نشستن و از خوان ایزدی بهره گرفتن - چه زیباست کلام پاک یزدان را با اندیشه خواندن و پی بردن به معانی بسیار عمیق آن - امروز بخشی از آیه ی ۷۷ سوره ی حج را می خواندم ... بسیار ساده ... " وافعلواالخیر لعلکم تفلحون" : کارهای نیک و شایسته انجام دهید تا رستگار شوید... حال خود می دانید که کار خیر دایره ی بسیار گسترده ای دارد .. از نیت و قصد نیکی داشتن تا انجام نیکی  آن هم مطابق با روشی که خدا و رسولش به ما معرفی کرده اند. ان شاءالله که همیشه کوششمان بر این باشد که پندار و کردار نیک و خداپسندانه داشته باشیم تا خدا و خلق خدا از ما راضی باشند .  ..

پوشش ها موقعیت ها و پتانسیل ها

پوشش ها ، موقعیت ها و پتانسیل ها

محمد انور کهرازهی

   آن چه از پوشش ، پوشیدن ، پوشاندن و پوشش دادن به ذهنمان خطور می کند ، همان ندیدن بخش یا تمام آن چیزی است که وجود دارد اما به دلیل وجود مانعی ، آن را مشاهده نمی کنیم. می خواهم فقط به جنبه ای از پوشش ها و ماسک ها به صورت مختصر بپردازم تا شاید بتوانم حق مطلب را تا اندازه ای ادا کنم. این دو آیه از قرآن کریم را در نظر بگیریم : "  وَإِذَا جَآؤُوكُمْ قَالُوَاْ آمَنَّا وَقَد دَّخَلُواْ بِالْكُفْرِ وَهُمْ قَدْ خَرَجُواْ بِهِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُواْ يَكْتُمُونَ ‏"   ترجمه : ‏هنگامي كه ( منافقان ) نزد شما مي‌آيند ( به دروغ ) مي‌گويند : ايمان آورده‌ايم ! و حال آن كه با كفر وارد و با كفر خارج مي‌شوند ( و به هنگام ورود و به هنگام خروج راستگو و مسلمان نبوده‌اند ) و خدا از آنچه ( در دل از نفاق ) پنهان مي‌كنند ( از هر كس ديگري ) آگاه‌تر است .‏

" وَقَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلاً أَن يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءكُم بِالْبَيِّنَاتِ مِن رَّبِّكُمْ وَإِن يَكُ كَاذِباً فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَإِن يَكُ صَادِقاً يُصِبْكُم بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ ‏"  ترجمه : ‏مرد مؤمني از خاندان فرعون كه ايمان خود را پنهان مي‌داشت گفت : آيا مردي را خواهيد كشت بدان خاطر كه مي‌گويد : پروردگار من الله است ، در حالي كه دلائل روشني و معجزات آشكاري از جانب پروردگارتان برايتان آورده است و به شما نموده است‌ ؟ اگر او دروغگو باشد ، دروغگوئيش دامنگير خود او خواهد شد ، و اگر راستگو باشد ، برخي از عذابهائي كه شما را از آن مي‌ترساند گريبانگيرتان خواهد گشت . قطعاً خداوند كسي را ( به راه نجات و رستگاري ) رهنمود نمي‌سازد كه تجاوز كار و دروغ‌پرداز باشد .‏

    قضیه ، قضیه ی کتمان است. این کتمان می تواند کتمان یک واقعیت مثبت و خداپسندانه باشد و یا واقعیتی منفی و غیر خداپسندانه . در آیه ی اخیر متوجه می شویم که آن فرد مؤمن با وجود این که ایمان خود را قبلا کتمان می کرد ، در این لحظه حساس که قضیه ی روشنگری و تبیین و نجات جان فردی ( قضیه تصمیم فرعون بر کشتن حضرت موسی ) ضروری به نظر می رسد ،ایمان مخفی کرده اش را آشکار می کند. همان ایمانی که موجب تکان وی می شود و حرف های مبارک خود را برای نجات جان موسی ، ترساندن فرعونیان از عذاب الهی و قیامت بر زبان می راند و بدین وسیله آن فایده ی جان بخش و روح افزای ایمانی را مزه مزه می کند و دیگران را دعوت به خیر و دوری از شر و فساد می کند.

    و اما آیه ی 61 سوره ی مائده قضیه ای خلاف قضیه ی این آیه است و آن کتمان کفر و ناسپاسی نسبت به ایزد منان است. منافقینی که فکر می کنند با پوشش قرار دادن بر کفر خود ، می توانند خود را از گزند مسلمین ( به زعم خود ) در امان دارند شاید به ظاهر چنین باشد ، اما از دست خدا چطور؟ آیا مگر نمی دانند که خداوند آگاه تر است نسبت به آن چه که از نفاق در دل دارند.

     شاید برای بخشی از مردم ، این فکر در ذهنشان رسوخ کرده باشد که با انجام قسمتی از عبادات و بدون در نظر گرفتن فهم صحیح و هدف از عبادات برای خداوند متعال ، می توانند خود را بیمه کرده و هر آن چه از خطا و گناه و شر و فساد و سودخواهی که آگاهانه یا ناآگاهانه می توانند انجام می دهند را به فعلیت برسانند و غافل باشند از امور ممنوعه ای که خداوند و پیامبرش برایمان مشخص کرده اند. چنین افرادی در جامعه موجبات بی نظمی ، هرج و مرج و بحران هویت و مدیریت را در حیطه ی خود و دیگران فراهم می کنند. به تبعات کارهای خود وقعی نمی نهند و " هر آن چه پیش آید ، خوش آید " را زمزمه می کنند و سرلوحه ی کارهای خود قرار می دهند و خیلی راحت با آوردن یک یا چند توجیه شبه شرعی یا شبه قانونی ، حلال را حرام و حرام را حلال می گردانند. کتمان ناسپاسی و بدخواهی و به دنبال آنها ایجاد مشکلات برای جامعه ، آفتی است که متأسفانه گریبانگیر بخشی از آدمیان شده است. برخی افراد می توانند با موقعیت هایی که در جوامع فرهنگی اجتماعی و سایر جوامع از جنس خودشان کسب کرده اند ، از این موقعیت ها به عنوان پوشش ها و سپرهایی استفاده کنند تا خواسته یا ناخواسته نهایتا تیشه به ریشه ی جامعه بزنند و تصویر جامعه ی مدنی را خدشه دار کنند. رشوه گیری ، زورگیری ، سرقت ، قتل ، تهمت ، غیبت و ... از ثمرات بکارگیری منفی مآبانه ی موقعیت ها و پست ها در جوامع است. کسانی که نام را برای " نان " می جویند ، آن هم نانی که از راه نادرست کسب می کنند. بهتر آن است که " موسی گونه " اعلام بکنیم که " رب " ما خداست و یقینا خدای ما برایمان کفایت می کند ، تا هم بدین وسیله بتوانیم "بنده ی خدا" بودنمان را اعلام کرده باشیم و هم از فواید درخت پر ثمر ایمان بهره مند شده باشیم و با قلبی سرشار از ایمان و اعمالی به رنگ احسان در دایره گسترده و بی نظیر اسلام و بدون هیچ گونه واهمه ، اضطراب و استرس پیام بیداری اسلامی را به گوش هم نوعانمان برسانیم.

والسلام

 

وجدانت را حاکم کن

وجدانت را حاکم کن

منبع: سایت دعوت و اصلاح

دكتر سلمان بن فهد العودة

ترجمه:

پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح

 

وقتی که در خصومت شدیدی قرار داری و تمام انرژی‌ات را تحریک می‌کند در این صورت به یک بازدارنده‌ی اخلاقی نیاز داری که خشم و هیجانت را مهار کند و تو را از شکست در مقابل نیروهای نفس شرور حفظ کند. در این حالت به صدای دیگری گوش نمی‌دهی چرا که به راحتی می‌توانی آن را به «مخالف» یا «ضعیف» یا «متردد» طبقه‌بندی کنی؛ ممکن است صدای گرفته‌ات را در آرامش شب بشنوی! گروهی از کودکان از یکی از گذرگاه‌ها عبور می‌کنند، در راست و چپشان تکه‌های شیرینی وجود دارد، دستشان را به سوی شیرینی دراز می‌کنند و آن را می‌ربایند و پنهان می‌شوند. بار دیگر از آنجا می‌گذرند و خود را در مقابل آینه‌ای می‌بینند که کردارشان را نشان می‌دهد؛ بنابراین دست از سرقت بر می‌دارند چرا که آینه‌، آنان را در مقابل خودشان رسوا می‌کند!

وجدان تو‌‌ همان آینه‌ای است که اعمالت را برایت به تصویر می‌کشد تا زیبایی و شفافیت یا زشتی و ناهنجاری آن را مشاهده کنی به دور از فضایی که آنچه را بخواهی به تو می‌شنواند! این دادگاه درون است که به حق سخن می‌گوید، حتی زمانی که قوانین و مقررات را دور می‌زنی و زمانی که دارای استدلال قوی هستی و پرگویی می‌کنی: «فَمَنْ قَضَیْتُ لَهُ بِحَقِّ مُسْلِمٍ فَإِنَّمَا هِىَ قِطْعَةٌ مِنَ النَّارِ فَلْیَأْخُذْهَا أَوْ لِیَدَعْهَا» پس هرگاه در حق یک مسلمان به نفع کسی قضاوت کردم به مثابه‌ی پاره آتشی است که به او داده‌ام می‌تواند آن را بر دارد یا ترک کند. در اینجا صندلی اعترافی وجود ندارد اما صدای یک مراقب درونی به گوش می‌رسد که در گفتارش صادق است، او می‌گوید: «استفت قلبک» از قلبت جویا شو. صدایی که عتاب و مؤاخذه می‌کند، استدلال و آنگاه سرزنش می‌کند. «ولا اقسم بالنفس اللوامة» (قیامت: ۲) به نفس لوامه (سرزنشگر) سوگند می‌خورم.

صدایی که اگر در سازگاری و هماهنگی با آن باشی تو را بشارت می‌دهد و مطمئن می‌سازد و به تو آرامش می‌بخشد: «یا ایتها النفس المطمئنة»‌؛ ای نفس آسوده خاطر! (فجر: ۲۲) صداقت با نفس تو را جزء پارسایان برخوردار از نعمت قرار می‌دهد و نیکی آن است که نفس نسبت به آن آسوده خاطر باشد و قلب با آن آرامش یابد؛ خواهی آن را قلب بنام: «... لَذِکْرَى لِمَنْ کَانَ لَهُ قَلْبٌ»... یادآوری است برای کسی که قلب (آگاهی) دارد. (ق: ۳۷) یا از آن به تقوی تعبیر کن: «وَمَنْ یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ» (حج: ۳۲) هر کس شعائر خداوند را تعظیم کند بی‌گمان بزرگداشت آن‌ها نشانه‌ی پرهیزکاری دلهاست؛ یا از آن به فطرت یا منشور یاد کن؛ چرا که با عهد و پیمان نخستین ارتباط دارد: «الست بربکم؟» آیا پروردگار شما نیستم؟ (اعراف: ۱۷۲) به همین خاطر برخی از آن به عنوان وجدان توحیدی نام می‌برند و فلاسفه به آن لقب ابرمن داده‌اند. «حاسبوا أنفسکم قبل أن تحاسبوا» از خود حساب بکشید پیش از آن از شما حساب بکشند. جمله‌ای منسوب به عمر بن خطاب؛ چه کسی این محاسبه را انجام می‌دهد جز وجدانی زنده و بیدار؟ در اینترنت مقاله‌ای تحت عنوان «الله هو الضمیر» [خداوند‌‌ همان وجدان است] خواندم، وجدان از نام‌های خداوند نیست اما آنگونه که در احادیث آمده است موعظه‌گر خداوند در قلب مؤمن است.

وجدان قوی می‌شود و بر بصیرتش افزوده می‌شود و به خاطر هوشیاری و حساسیت درونی به «فرقان» (فارق حق و باطل) تبدیل می‌شود: «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَاناً» (أنفال: ۲۹) اگر از خدا پروا داشته باشید برای شما فرقان (قدرت تشخیص حق از باطل) قرار می‌دهد؛ یا اینکه به درجه‌ی «احسان» ارتقاء می‌یابد: «أن تعبد الله کأنک تراه» آنگونه خدا را عبادت کن که گویی او را می‌بینی. سرقتی اندک از بیت المال نیازت را برآورده می‌سازد و به کسی زیانی نمی‌رساند؛ همگان دست به سرقت می‌زنند چه معنی می‌دهد که تو خودداری کنی؟ عمربن خطاب چوپانی را خطاب قرار داد و به او فرمود: گوسفندی را برای ما ذبح کن! چوپان پاسخ داد: از آن من نیست. عمر فرمود: صاحب مال که تو را نمی‌بیند. چوپان گفت: اما پروردگار که مرا می‌بیند. بنابراین عمر او را آزاد کرد و فرمود: این جمله تو را در دنیا آزاد کرد امیدوارم که در آخرت هم آزادت کند. تقلب در تولید آسان است و کسی آثارش را نمی‌بیند؛ ‌ای کنیزک شیر را با آب مخلوط کن! کنیزک: اگر عمر ما را نمی‌بیند پروردگار عمر که ما را می‌بیند! این یک حالت ایمانی است که با رهنمود درونی کاری را انجام یا آن را ترک می‌کند یا یک حالت تربیتی است که انسان را به انجام نیکی یا ترک کار زشت سوق می‌دهد. ‌گاه وجدان بر انسان سخت می‌گیرد و در تأدیب او زیاده‌روی می‌کند حتی او را از انجام مکروهات و برخی مباحات نیز باز می‌دارد، ‌گاه به پوچی می‌رسد یا در چاله‌ای ژرف می‌افتد. چه بسا انسان بی‌وجدانی هم یافت شود که با جرم و جنایت روزگار می‌گذراند و هر گونه حرکت اعتراضی درونی را بلافاصله سرکوب می‌کند.

وجدان عادل و پیراسته از تردید و سردرگمی در ارزش‌ها معیار است که با انباشت تجربه و مهارت عدالتش افزون می‌شود؛ حساسیت زیادی انسان را در اشتباهی که مرتکب شده است سرزنش می‌کند و قانع نمی‌شود تا اینکه او را به سمت خلاف و تضاد بکشاند و انسان هر اندازه در انحراف و کجی زیاده‌روی کند این وجدان آرمانی او را به استقامت بیشتر و گذشتن از حد اعتدال سوق می‌دهد.

علیک بأوساط الأمور فإنها خیار ولا ترکب ذلولاً ولا صعبا

باید در کار‌ها میانه‌رو باشی چرا که این بهترین گزینه است نه جانب آسانی را بگیر و نه سختی.

آیا می‌توان وجدان را فریب داد؟

چرا که نه؟ در شریعت به آن «تأول» (تفسیر و برداشت) می‌گویند به معنی حقه‌بازی در برخورد با برخی از مسائل ممنوعه. وارد شدن به وادی غیبت و سخن چینی و ناسزا با انگیزه‌ی انتقاد و نظارت و محاسبه؛ پرداختن به برخی شبهات یا حرام‌ها به بهانه‌ی اکتشاف یا آزمایش؛ برداشت شخصی نسبت به مال و آبرو و جان اشخاص از خطرناک‌ترین مسائل حرام است که امام ابن دقیق العید درباره‌ی آن می‌گوید: آبروی مسلمانان چاله‌ای پر از آتش است و دو گروه در آن گرفتار آمده‌اند: علماء و حاکمان. تجاوز به بیت المال و زمان عمومی و تجاوز به جان مردم با کشتن و مجروح کردن در طول تاریخ و در صحنه‌ی واقعی کم نبوده است و امیدمان بر خدای بزرگ است.

www.islahweb.org

 

فیلم موهن از زاویه ای متفاوت

فیلم موهن از زاویه‌ای متفاوت

عبدالباری عطوان (سردبیر روزنامه القدس العربی)

فیلم موهن از زاویه‌ای متفاوت

منبع:www.islahweb.org

پس از دودلی فراوان، تصمیم گرفتم بخشهایی از فیلم فتنه‌انگیزی که می‌گفتند به اسلام و رسول خدا محمد (علیه الصلاة‌ والسلام) اهانت کرده ببینم. اعتراف می‌کنم که از حمله‌ی سخیفی که در آن به پیامبر (ص) شده احساس اشمئزاز و تهوع به من دست داد. تصور نمی‌کردم که هیچ انسانی هرچند هم نسبت به این دین حنیف و پیامبرش که نماد رواداری و ایمان و احترام به ادیان پیامبران دیگر است، حقد و کینه داشته باشد، بتواند دست به چنین کاری بزند.

قصد ندارم در اینجا آن سخافت‌ها و دست درازیهای فرومایه‌ی فنی و اخلاقی این محصول جعلی و تحریک‌آمیز را تکرار کنم، اما با اطمینان می‌گویم که اگر میلیون‌ها نفر از مسلمانان سراسر جهان آن فیلم را با چشمان خود ببینند در آن صورت واکنش خشمناک دو سه روز گذشته‌ی مسلمانان که شامل هجوم به سفارتخانه‌های آمریکا و به آتش کشیدنشان بود، تفریحی محض و اعتراضی نرم بیش به شمار نمی‌رفت.

تولیدکنندگان این فیلم می‌دانند چه کار دارند می‌کنند و به خوبی برای این فتنه برنامه‌ریزی کرده‌اند. آنان انتظار واکنشهای خشمناک اسلامی و عربی را نیز داشته‌اند، چون درباره‌ی وضعیت روانی مسلمانان و حساسیتی که نسبت به این مسأله دارند، مطالعه کرده‌اند. همانطور که به نیکی از جایگاه پیامبر در نزد یک و نیم میلیارد نفر از پیروانش در جاهای مختلف کره‌ی زمین باخبرند.

اما چنانکه پیداست آتش فتنه‌ای که برافروختند و آسیبی که برای وارد کردن به جهان اسلام برایش طرح و نقشه ریخته بودند، دامن خودشان و پناهگاه‌شان ایالات متحده‌ی آمریکا و سفارتخانه‌های آن در کشورهای مختلف جهان را گرفت.

چرا که اگر هدف از برپاکردن این فتنه ایجاد شکاف و نزاع و درگیری در میان مسلمانان و مسیحیان مصر و دیگر کشورهای عربی بوده است که آنچه رخ داد کاملاً وارونه بود و دیدیم که برادران مسیحی دوشادوش برادران مسلمانشان در تظاهرات اعتراض‌آمیز مقابل سفارت‌های آمریکا حاضر شدند و مبالغه نیست اگر بگوییم که حس خشم و انزجار برخی از آنان از خود مسلمانان نیز بیشتر بود.

جالب است که این فیلم موهن و نفرت‌آور همه‌ی فرزندان فرقه‌های مختلف اسلامی را متحد ساخته و اختلافاتی را که در ماه‌های اخیر بر سر مسأله‌ی سوریه و اختلاف با ایران میانشان پدید آمده بود، از میان برداشته است. جالب‌تر اینکه ملت عراق از شیعه و سنی که اختلاف و شکاف‌های افزونتری با هم دارند، همه با هم برای اعلام خشمشان از ایالات متحده‌ای که گویا کشورشان را از دیکتاتوری آزاد کرده، به خیابان‌ها آمدند.

وقتی از یکی از نگهبانان لیبیایی کنسولگری آمریکا در بنغازی پرسیدند که چرا وقتی مهاجمان به کنسولگری یورش برده و سفیر و سه تن دیگر از دیپلمات‌ها را به قتل رساندند از آن دفاع نکرده است، پاسخ داد که به مهاجمان حق می‌داده است و گفت که هرگاه قرار باشد از میان مهاجمان مسلمان خشمگین و معترض به اهانت به اسلام در یک طرف و سفیر و کنسولگری آمریکا در طرف دیگر یکی را انتخاب کند، بیگمان برادران مسلمانش را برخواهد گزید، چرا که ولای اول و آخر او برای پیامبر (ص) است نه برای کنسولگری و ساکنانش.

واکنش ساده و خودجوشی از این دست نه برای خانم هیلاری کلینتون و نه برای اغلب مراکز تحقیقاتی که فکر می‌کنند به مسائل خاورمیانه و اسلام آگاهند، قابل فهم نیست؛ و به همین خاطر بود که خانم کلینتون از واکنش لیبیایی‌ها که به لطف نیرو‌ها و هواپیماهای جنگنده‌ی کشورش آزاد شده‌اند، به شگفت آمده بود.

چهره‌ی مسلمانان از ضرب سیلی اهانت‌ها سرخ و گونه‌هایشان متورم شده است؛ یک بار با انتشار یک رمان، بار دوم کاریکاتور، بار سوم با سوزاندن کتابهای مقدسشان، بار چهارم با ادرار بر پیکر کشتگان و شهدایشان، بار پنجم با اشغال سرزمین‌هایشان، بار ششم با یهودی کردن مسجد الاقصی و بار هفتم با به رسمیت شناختن قدس اشغال شده به عنوان پایتخت کشوری غاصب، اشغالگر و جنایتکار.

از قربانی شدن چند نفر بر اثر این واکنشهای خشم آلودِ همراه با حوادث خونین متأسفیم و از حمله به سفارتخانه‌هایی که برابر توافقنامه‌های بین‌المللی بایستی از امنیت و حفاظت کامل برخوردار باشند، احساس درد و اندوه می‌کنیم. اما آیا اشغال کشور‌ها و کشتار صد‌ها هزار تن از ساکنان آن‌ها نیز نوعی زیرپا گذاشتن همین توافقنامه‌ها نیست؟

ما درپی توجیه کشتن نیستیم و هیچ کسی را به آشوبگری تشویق نمی‌کنیم، بلکه خواهان آنیم که همه‌ی اعتراضات به طور مسالمت‌آمیز و در عین حال مدنی برگزار شود. اما چگونه چنین امری شدنی است اگر زخمِ تحقیر عمیق، کاری و تازه بوده و زخمیان از مؤمنین بی‌بضاعت و ستم کشیده‌ای باشند که از یافتن لقمه نانی برای کودکان خردسالشان عاجزند؟

آیا جالب توجه نیست که خشونت‌بار‌ترین حمله‌ها به سفارت‌های آمریکا در پایتخت کشورهایی رخ داد که به تازگی از چنگال دیکتاتوری‌‌ رها شده و دولتهای اسلامگرا برای خود برگزیدند تا از تمام آن سال‌های تحقیر و ظلم و سرکوب به دست حاکمان تحت حمایت ایالات متحده‌ی آمریکا امثال حسنی مبارک و زین العابدین بن علی اعلام بیزاری کنند؟

این فیلم فرومایه با کارگردانی و بازیگری بسیار آماتوری بازیگرانش، چه بسا که به بازسازی مفاهیم قدیم و جدید و هم‌پیمانی‌هایی تازه انجامیده و قدرتهای حاکم را در برابر آزمایشهایی بسیار دشوار قرار دهد. دولت کنونی آمریکا که با وجود نوپا بودن، روزهای حکومتش رو به پایان نهاده، هنوز خود را در وسط میدانی از مین‌های با قدرت انفجار شدید می‌یابد که همچون چالشهایی امنیتی، اقتصادی و اخیراً دینی در برابر او سر برآورده‌اند.

هیچکس نمی‌تواند پیشگویی کند که این اعتراضات تا کی و کجا پیش خواهد رفت و حجم خسارت‌های سیاسی و اقتصادی ناشی از آن تا چه میزان خواهد بود؟ اما آنچه به یقین قابل پیش‌بینی است این است که جهان اسلام دیگر در برابر اهانت‌ها ساکت نخواهد ماند و ملت‌های اسلامی شاید بتوانند گرسنگی و بیکاری و یا حتی حاکمان مستبد و فاسد را برتابد، اما غیرممکن است که بتوانند دست درازی به باور و آیین و پیامبر و یاران گرامی‌اش را تحمل کند.

در میانه‌ی سهمگین زلزله‌ی کرامتی که دنیای اسلامی را در می‌نوردد و در آن میان، زبانه‌های آتش از سفارتخانه‌های آمریکایی و غربی بلند است، حاکمان اسلامگرای جدید عظمت حجم مسؤولیت‌هایشان را کشف خواهند کرد و بر روزگارانی که خود در جبهه‌ی مخالفان بودند رحم خواهند آورد و چه آسان است مخالف بودن!

 

فیلم موهن از زاویه ای متفاوت