تفسر سوره قدر(بخش دوم)
تفسیر سوره قدر(2)
سلام هی: از ماده سلم است . به معنی دوری از هر گونه آفت مادی و معنوی. سالم یعنی کسی که دور از آفات و امراض مادی و معنوی است. معنی مسلم بیشتر از سالم است یعنی کسی که سلامتی شخصیتی و شخصی از آفات و امراض مختلف ، پیدا کرده است و صحت و سلامت کامل و کافی دارد. حال اگر کسی معنی مسلم را با این وصف بداند ، آن را به خود اطلاق نمی کند مگر زمانی که این سلامتی لااقل از دو بُعد مادی و معنوی ، از دو بعد جسمی و روحی قرین حالش شود. آن وقت مسلم است ، و این سلامتی یک قسمتش سلامتی جسم است و یک قسمتش هم که مهمتر از سلامتی جسم می باشد ، سلامت روح است. البته لازم به یادآوری است که سلامت روح و جسم دارای اثر متقابل بر روی همدیگر هستند. اینکه می گویند عقل سالم در بدن سالم ، عکس آن هم درست است. وقتی انسان می تواند بدن سالم داشته باشد که عقل سالمی داشته باشد . بنابراین مسلم یعنی کسی که سلامت دیدن دارد ، چه سلامت ظاهری دیدن که همان چشم است و چه سلامت بصیرت. سلامت شنیدن دارد ، سلامت زبان دارد چه این زبانی که مثلاً لکنتی در آن نیست و درست صحبت می کند و مشکل گفتاری ندارد و چه آن زبان دیگری که باید کلمات طیبات را ایراد کند . قلبش سلامتی دارد چه این قلبی که در سمت چپ بدنش قرار دارد مثلاً ضربانش طبیعی است و چه قلب دیگری که محل هدایت است و محل کسب بینشهاست و موتور محرک و نشاط بخش انسان است به سمت کمالات و ارزشها و بقیه اعضاء هم همین طور. به هر حال یک دستی داریم که کارهای مادی را با آن انجام می دهیم و یک دست دیگری هم هست که مثلاً می گویند فلانی دست کرمش خیلی زیاد است . این دو باید سلامت داشته باشند و اگر تک تک افراد جامعه ما همچنانکه به سلامت جسمی خودشان اهمیت می دهند و وسواس دارند ، همین مقدار و شاید نصفش را بگوییم به سلامتی روح و روانشان اهمیت بدهند یقیناً شاهد شکوفایی استعدادهای فراوانی در جامعه و پیشرفت روزافزون جامعه از جوانب مختلف خواهیم بود . این است که قرآن در آیه 102 از سوره مبارکه آل عمران تأکید دارد که : {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ} [آل عمران/102] اگر مسلم بودید و فوت کردید مبارک است. اگر نامسلم بودید و یا به تعبیر امروزی نامسلمان بودید و از دنیا رفتید از زیان کاران خواهید بود. و اساس رسالت ما هم در همین راستاست. یعنی از حالت نامسلم بودن به سمت مسلم بودن برویم.. پیام قرآن و پیام انبیاء هم همین بوده است . بیایید جامعه را از حالت ناسالم و نامسلم بودن به سمت سالم و مسلم بودن ببریم. و این کار را انبیاء در عصر خودشان انجام دادند ، پیامبر اسلام (صلي الله عليه و سلم) وقتی با این پیامش برای هدایت آن جامعه جاهلی با جاهلیتهای مختلف در ابعاد مختلفشان اعم از جاهلیت سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی و نظامی می آید ، تمام این ناسلامتی ها را با این پیام تبدیل به سلامتی می کند و از افرادی که اهل فساد و قمار و شراب و خیلی چیزهای دیگر بودند ، اصحاب می سازد. از همان افراد ناسالم ، افراد سالم و از همان افراد نامسلم افراد مسلم می سازد. سلام در شرح آیات خواهد آمد که چرا خداوند این شب را به سلام توصیف کرده است نه اینکه توصیف کرده ، بلکه در رابطه با این شب خبر داده است که سلام است ، هی که ضمیر مؤنث است به لیله بر می گردد.
حتی: در اینجا حرف جر است.
مطلع: می تواند مصدر میمی باشد یا می تواند اسم زمان باشد. از ماده ی طلع یعنی درخشید ، آشکار شد که اینجا به فجر اضافه شده و فجر در اینجا مضاف الیه است .
فجر: از ماده فجر یعنی شکاف ، فاجر یعنی شکافنده که ظاهراً به کسی هم گفته می شود که میدان و حدودی را برایش معین کرده اند می شکافد و از آنجا خارج می شود ، فجور هم بر همین معنا دلالت دارد و عبارت است از فعلی که با انجام این فعل ، حدودی که تعیین شده شکافته می شود و انسان از آن خارج می شود.
تقسیم بندی آیات سوره:
آیه ی 1 و 2 بیان نزول هدایت در شب قدر و تعظیم مقام شب قدر. آیه ی 3 و 4 توضیحی پیرامون عظمت شب قدر و اتفاقاتی که در آن شب روی داده است و آیه ی 5 آخرین وصف را پیرامون مقام و عظمت شب قدر دارد که با این آیه سوره به پایان می رسد. کل سوره را هم می شود یک واقعیت و خبر به هم پیوسته دانست که دارای اجزائی است که هر جزء آن بیانگر بخشی از عظمتی است که شب قدر دارد و در آن نهفته است. به قول سید قطب رحمه الله بحث از این سوره و از شبی که این حادثه عظیم تاریخ عمر بشر در آن روی داده ، بحثی است بسیار ارزشمند و مهم که بایستی در نهایت فرح و غبطه و شادی عنوان شود. شبی است که اتصالی مطلق میان آسمان و زمین و میان ملأاعلی و زمین صورت گرفته. شب ابتدای نزول این قرآن بر قلب پیامبر (صلي الله عليه و سلم) شبی که نمونه این شب را زمین و بشریت به چشم ندیده و به قلب هیچ انسانی خطور نکرده . عظمتی که درک و فهمش از توانایی انسانها حتی پیامبر هم خارج است و نصوص قرآن بیان کننده ی این عظمت است . بیان انتشار نور هدایت خداوند بر روی زمینی که از ظلمت پر شده است.
تفسیر آیات:
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم * تو چه می دانی شب قدر کدام است *
در ابتدای سوره ی دخان باز از این شب و عظمت این شب یاد شده آنجا که می فرماید: {إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ} [دخان/3] این جا می فرماید:
1- إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ این لیله ی مبارک در سوره ی دخان همین لیله القدر است در سوره ی قدر. در آن شب تمام کارها و اوامر و فرامین حکیمانه به تفکیک از هم نازل شدند. آنچه که واضح است و شکی در آن نیست آن است که این شب قدر شبی از شبهای ماه مبارک رمضان است . چرا که در سوره ی بقره هم بیان شده: {شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ} [بقره/185] اما ابتدای نزول قرآن در این شب بر قلب پیامبر (صلي الله عليه و سلم) بوده است تا این پیام را به مردم برساند و با قرائت و تلاوت این پیام به دلهای یخ زده و سنگ شده و قفل شده ی مردم ، حیاتی تازه ببخشد و از آنها شخصیتهای بی نظیر تاریخ عمر بشر را بیافریند. همچنانکه می دانیم ابتدای نزول قرآن آیات نخستین سوره ی مبارکه علق بوده است که در ماه مبارک رمضان بر قلب پیامبر در حالی که ایشان مشغول عبادت در غار حرا بودند نازل گشته است. در تعیین این شب سخنان فراوانی بر زبان تاریخ نویسان و سیره نویسان جاری شده است بعضی ها معتقد بوده اند که ، این شب بیست و هفتم از ماه مبارک رمضان بوده است. بعضی ها معتقد به شب بیست و یکم بوده اند و بعضی ها هم بدون تعیین ، معتقد بودند یکی از شب های فرد دهه ی اخیر از ماه مبارک رمضان است. اسم این شب لیله القدر است. این نکته را قبل از اینکه در بیان لیله القدر سخن بگوییم ، یادآور می شویم که فرمود فی لیله القدر ، یعنی ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل کردیم. این نکته را با صراحت باید بیان کرد که فرموده در شب قدر و اینکه فرموده در شب قدر معنایش این نیست که حتماً کل قرآن در این شب یکجا نازل شده است. بلکه ابتدای نزول قرآن در شب قدر بوده همچنانکه ما در محاورات خودمان بکار می بریم مثلاً می گوییم فلانی ساعت یک بعدظهر ناهار را صرف نمود. معنی آن این نیست که ناهار را در ساعت یک بعد از ظهر صرف نمود و تمام شد. بلکه شروع نهار خوردن رأس ساعت یک بود ، اما اینکه چقدر طول کشیده بستگی به وضعیت او دارد . تند غذا می خورد یا آهسته غذا می خورد؟ و چقدر غذا می خورد؟ همچنین وقتی که مثلاً گفته می شود إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ یعنی ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم ، الزاماً معنی آن این نیست که ما تمام قرآن را در همین شب نازل کردیم و تما شد. اگرچه بعضی ها آمده اند تفکیک قائل شده اند میان معنی انزال و تنزیل و گفته اند تنزیل یعنی نزول تدریجی و انزال یعنی نزول دفعی که این هم نظری است. حالا بعضی ها هم معتقد بودند که ابتدا قرآن از لوح محفوظ به بیت العزه آمده و از آنجا مجدداً بر زمین نازل شده است. اما ظاهر امر این است که شروع نزول قرآن در شب قدر بوده است ، و گفتیم که شب ، زمان تقدیر و تدبیر است و مهم هم این است که در شب این کار صورت بگیرد ، که روز ، زمان تطبیق آن تقدیرات است. تقدیراتی که در شب صورت می گیرد باید در روز عملیاتی شود. اگر قرار باشد که انسان کل عمرش را در مسیر تقدیر و برنامه ریزی سپری کند ، وقتی برای اجرا و تطبیق نخواهد داشت و اگر قرار باشد انسان کل عمر را در حرکت باشد ، حرکتش ، حرکتی صحیح و مطلوب نخواهد بود. چرا که بر مبنای تقدیر و تدبیر نیست . لذا بخشی از عمر را باید به تقدیر و تدبیر اختصاص دهد و بخشی را به تطبیق و اجرایی کردن این تدبیرها و تقدیرها تا شخصیتی معتدل و متعادل داشته باشد. آن کسی که روز را با خلق می گذراند ، باید شب را با حق باشد وگرنه دچار تقصیر خواهد شد . حادثهای در این شب اتفاق می افتد که همان نزول قرآن است که مجرای حیات و حرکت بشریت را کاماً تغییر می دهد. لذا به تعبیر سید قطب (رحمه الله) لیله القدر مقام و عظمتش آنچنان است که به پیامبر (صلي الله عليه و سلم) می فرماید:
2- وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ و چه کسی تو را در وضعیتی قرار داد که بتوانی کُنه عظمت لیله القدر را درک کنی؟
لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ * تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ
شب قدر شبی است که از هزار ماه بهتر است * فرشتگان و جبرئیل در آن شب با اجازه ی پروردگارشان پیاپی می آیند برای هر کاری *
3- لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ چرا که حادثه ای در این ظرف زمانی صورت گرفته که عظیم تر از آن حادثه را در زمین سراغ نداریم . در ضمن لازم نیست کلمه ی الف را محدود کنیم که منظور هزار است و بعضی از علماء و محدثین آمده اند هزار ماه را تقدیر کرده اند که شده هشتاد و چند سال و نتیجه گیری هایی کرده اند که این نتیجه گیری ها زیاد مطلوب و با سیاق آیات جور در نمی آید . خداوند در بیان عظمت لیله القدر می فرماید: لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ شب قدر بهتر است از هزار ماه. اما اینکه گفته اند عبادت در شب قدر از هزار ماه بهتر است جای بحث است زیرا خداوند نفرموده: {العباده فی لیله القدر خیر من الف شهر} بلکه فرموده لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ خود شب قدر بهتر است از هزار ماه و این هزار برای تکثیر است . الزاماً به معنای همین هزار نیست که دقیقاً عدد هزار را برساند و در قرآن این تعبیرات خیلی زیاد بکار رفته است.
ادامه دارد....

بیا ای که عمرت به هفتاد رفت / مگر خفته بودی که بر باد رفت / همه برگ بودن همی ساختی / به تدبیر رفتن نپرداختی / قیامت که بازار مینو نهند / منازل به اعمال نیکو دهند